قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
487
تاريخ نگارستان ( فارسى )
اجتهاد هم لازم نيست مجتهد را بد دانست . ثانيا : لازم است مجتهد از فتاوى علماء و سابقين و لاحقين با اطلاع باشد تا آنكه خلاف اجماع نگويد از جنابعالى مكرر خلاف اجماع مسموع مىشود بلكه بالاتر . مسأله دوم : اينكه رياستى كه بسركار مرحمت فرمودهاند تحديد و محل و مورد آن لازم است از قرار مسموع رياست سركار خصوص تجارتست تعدى تعديست اگر مراد از تاجر همان معنى معروفست كه ( جالب من محل الى بلاد آخر ) باشد كه معامله ايشان هم كلى باشد نه خردهفروشى پس هرگاه رياست در صورتيست كه دو تاجر با يكديگر منازعه باختلاف حساب داشته باشند اين خيلى خوب ليك هيچ موافق معمولى شما نيست بزاز و بقال و عطار و غير ذالك چرا مجبور احكام شما باشند و اگر اين اختصاص نيست يا كه همان يكطرف دعوى تاجر باشد كفايت است در اجراى احكام سركارى يا آنكه مراد از تاجر مطلق مباشر در بيع و شرى باشد ( اذن على الاسلام و على سائر الحكومات السلام بالتمام ) نواب عضد الدوله چكاره است نواب نايب السلطنه چه مىفرمايد وزير دار الخلافه چه ميگويد و هكذا زيرا معلوم است جميع اصناف بلكه جميع خلق داد و ستد دارند مگر پينهدوز و تون تاب حتى فوته و تنباكو از تاجر ميخرد دلاك سنك و تيغ از تاجر ميخرد در اين صورت خلق محكوم به حكم شما خواهند بود كه طلب تاجر از ايشان بگيريد آن هم به حكم خود بدون رجوع بشرع بدليل آنچه در مسألهء اولى ذكر شد اگرچه عمده سؤال و جواب در مسألهء اخرى با كسى است كه اين رياست عامه را بسركار داده است ليك غرض استفهام بود كه چنين است يا خير ؟ جواب در حاشيه مرقوم فرمائيد . زياده زحمت است . مرحوم آصف الدوله بمرحوم حاج ملا على كنى در جواب نوشت : عرض مىشود : مراسلهء خط شريف را گماشتهء جنابعالى ابلاغ كرد دو مطلب سؤال فرموده بوديد . اما فقره اولى كه من يا مجتهدم يا مقلد اگرچه اين سؤال جنابعالى و جواب بنده هيچيك امر تكليفى نيست ليك ظاهر است مقلدم اما اينكه فرموده بوديد مقلد كه هستى باز نه بر جنابعالى لازم است اين سؤال را از بنده بفرمائيد نه جواب بر من لازم ليك مقلد مرحوم شيخ مرتضى اعلى اللّه مقامه هستم با اجازهء مجتهد حى اما اينكه نوشتهايد ترا از مجتهدين بد مىآيد و بد آنها را ميگوئى نفهميدم مقصود چه و كه بوده است اولا بنده خدمت شما هرگز چنين چيزها نگفتهام كه از اقرار من اين فرمايش را بكنيد ثانى اگر كسى خدمت شما عرض كرده لازم بود عوض اين سؤال آنفقره را از من سؤال مىفرموديد تا اگر دروغ بگويد معلوم ميشد ديگر آنكه اگر مقصود از اين مجتهدين علماى خارج